تبليغاتX
عشق طلایی

عشق طلایی

هرگاه دلت هوايم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببين که همچون دل من در هوايت مي تپند

چرا فقط شقایق تنهاترین گل عاشق نام دارد ؟

 

کاش همه عاشق بودند ، کاش گل سفید نشانۀ صلح نبود و گل زرد نشانۀ نفرت .

 

گل سبز چرا نشانه  طهارت است ؟ مگر گلها همه طاهر نیستند چرا مردم فقط

 

 لاله را دوست دارند ؟ مگر اقاقیا در این سرزمین نمی رویند ؟ چرا گلهایی که

 

نا خواسته روییده اند برای ما مظهرند ؟ من قول می دهم اگر از خودشان بپرسید

 

همشان در تب و تاب پروانه اند همشان شبی در کنار شمع بودن بزرگترین

 

  آرزویشان است .

 

ای انسانها بگذارید آنها هم برای خودشان باشند برای یک شب هم که شده در

 

خلوتشان نفوذ نکنید و ایمان داشته باشید در طلوع فردا گلها همه میخندند .

 

 

+ نوشته شده در  85/12/04ساعت 11:32  توسط رضا  | 

گناهم را ببخش

 

اگر گاهي ندانسته به احساس تو خنديدم و يا از روي خودخواهي فقط خود 

 

 را قشنگ ديدم اگر از دست من در خلوت خود گريه مي كردي اگر بد كردم و هرگز

 

  به روي خود نياوردم اگر تو مهربان بودي و من نامهربان بودم براي ديگران بهار و براي

 

 تو خزان بودم اگر تو با تحمل گله از خودخواهي ام كردي اگر زجري كشيدي تو گاهي از زبان من

 

  اگر رنجيده خاطر گشتي از لحن بيان من

 

 

                                                      گناهم را ببخش

 

+ نوشته شده در  85/12/04ساعت 11:30  توسط رضا  | 

تو بگو

 

بهای اين ديوار ها را ميدانی ؟! اگر بهايشان دل توست ... نمی پردازم !!!

 

 دلِ تو را باختن کار من نيست !!! زندانيِ زندانِ دلِ تو بودن هم سعادتی است !!

 

 کاش حبسم ابدی باشد !!

 

حالا تو بگو

 

+ نوشته شده در  85/12/04ساعت 11:28  توسط رضا  | 

شاید

شايد يه كسي شب ها براي اينكه خواب تورو ببينه به خدا التماس مي كنه ،

 

 شايد يه كسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه ،

 

 مطمئن باش يه كسي شب ها به خاطر تو توي درياي اشك مي خوابه ، ولي تو اون رو نمي بيني!

+ نوشته شده در  85/12/04ساعت 11:27  توسط رضا  | 

کاش

 

کاشکي ستاره هاي اميد خاموش نميشدند. کاشکي دلهاي شادمون هيچوقت نميگرفتند

 کاشکي وحشت مردن را باور ميکرديم. کاشکي فقط و فقط يک بار عاشق ميشديم.

 کاشکي براي هميشه در کنار همديگر بوديم

 

+ نوشته شده در  85/12/04ساعت 11:26  توسط رضا  | 

افسانه عشق




+ نوشته شده در  85/12/03ساعت 11:10  توسط رضا  | 

یک حقیقت

 

ازم پرسيد به خاطره کي زنده هستي؟ با اينکه دوست داشتم با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو"، بهش گفتم : "بخاطر هيچکس" پرسيد : پس به خاطره چي زنده هستي؟ با اينکه دلم داد ميزد "به خاطر دله تو" ، با يه بغض غمگين بهش گفتم "بخاطر هيچّي" ازش پرسيدم : تو بخاطر چي زنده هستي؟ در حالي که اشک تو چشمش جمع شده بود گفت بخاطرکسي که بخاطر هيچ زندست

 

+ نوشته شده در  85/12/02ساعت 10:44  توسط رضا  | 

یک نصیحت

از انسان ها غمي به دل نگير زيرا آنها خود غمگينند دست دوستي به طرف آنها دراز نکن زيرا آنرا پس مي زنند گلهاي دوستي به آنها هديه کن گرچه پرپرش مي کنند

 

+ نوشته شده در  85/12/02ساعت 10:39  توسط رضا  | 

ای کاش

کاش ميشد عشق را تفسير کرد خوابه چشمان تو را تعبير کرد کاش ميشد همچون گلها ساده بود سادگي را با تو عالمگير کرد کاش ميشد در خراب آباد دل خانه احساس را تعمير کرد کاش ميشد در حريم سينه ها عشق را با وسعتش تکثير کرد

 

 

 

+ نوشته شده در  85/12/02ساعت 10:35  توسط رضا  | 

پیروزی

 

آسان نيست.... خستگي هر آن در كمين است. آزرده مي شوي، احساس شكست مي كني. شك مي كني كه رها كني و بگذري، مي خواهي بر كناره روي و وانمود كني كه اتفاقي نيفتاده. اما نه.... تو بازنده نيستي كه، يك مبارزي. پيش از آنكه برنده باشيم بازنده باشيم. بايد گاه بگرييم تا بتوانيم روزي بخنديم. بايد آزرده شويم تا روزي توانمند باشي، در پايان پيروزي از آن تو خواهد بود

 

+ نوشته شده در  85/12/02ساعت 10:34  توسط رضا  | 

یک سخن

 

عاشق عاشقي باش و دوست داشتن را دوست بدار، از تنفر متنفر باش، به مهرباني مهر بورز با آشتي آشتي کن و از جدايي جدا باش ... چنين گفت
                                    زرتشت.

 

 

+ نوشته شده در  85/12/02ساعت 10:31  توسط رضا  | 

دوراهی


 

اگر بگويم وجودت گرمي بخش زندگيم نيست دروغ گفته‌ام، اما چگونه مي‌توانم اينطور آرام و صبور به انتظارت بنشينم وقتي نمي‌دانم پس از طلوع آفتاب کدامين روز به ديدارم خواهي آمد؟ نمي‌دانم چه کسي بر پيشاني من واژه انتظار را نوشته است که اينگونه بايد تاوان اين پيشاني نوشت شوم را پس بدهم؛ خاموش باشم و دم نزنم و براي گشايش کارهايم فقط دست به دعا ببرم. نمي‌دانم کدام طلسم را به تقديرم بسته‌اند و کداميک از خدايان شوم زندگيم را نفرين کرده‌اند که دشمنانم را شاد و مي خوار مي‌بينم و خودم را اينسان حقير و بي مقدار!! با دنيايي آرزوي بر باد رفته؛ به اميدي که روزي دري به روي روزگار سياهم گشوده شود....! با تو سخن مي‌گويم. تو را که رنگ زندگي خطابت مي‌کنم. قرار بود به زندگيم رنگ سپيد بزني اما اکنون چشمانم جز سياهي مقابل خود نمي‌بيند. جسارت دستانت کو که روز نخست با من از سپيدي سخن گفت و به شبهايم نويد خورشيد داد؟ اگر بگويم بي تو شاد زندگي مي‌کنم دروغ گفته‌ام، اما اينسان که خودت را باخته‌اي، نمي‌تواني شادي را برايم به ارمغان بياوري. وجودت را مثل روزهاي گذشته برايم شعله ور کن تا از حرارت قلبت آتش بگيرم و خاکستر شوم. به زندگيم رنگ طراوت بزن.... سپيدم کن...

+ نوشته شده در  85/12/01ساعت 11:46  توسط رضا  | 

اس ام اس های با حال تر

 

دلي دارم که از تنگي در او جز غم نمي گنجد غمي دارم ز دلتنگي که در عالم نميگنجد


.................................

برو به جهنم ! . . . . . . . . .. .. . ... برو ! آخه فقط تو ميتوني اونجارو تبديل به بهشت کني


................................

در ميکده دوش زاهدي ديدم مست تسبيح به گردن و صراحي در دست گفتم ز چه در ميکده جا کردي؟ گفت از ميکده هم به سوي حق راهي هست
دوشينه فتادم بر رهش مست و خراب از نشئه ي عشق او نه از باده ي ناب دانست که عاشقم ولي مي پرسد اين کيست؟ کجائيست؟ چرا خورده شراب؟
دل ز هم صحبتيم دلگير است عيش بي زلف تو در زنجير است آنچنان منتظرم در ره عشق که اگر زود بيايي دير است

...............................


بهترين باش....... اگر نمي تواني بلوطي بر فراز تپه اي باشي ، بوته اي در دامنه اي باش.اگر نمي تواني درخت باشي ، بوته باش، ولي بهترين بوته اي باش كه در كناره راه روييده. اگر نمي تواني بوته باشي ، علف كوچكي باش و چشم انداز كنار شاه راهي را شادمانه تر كن اگر نمي تواني نهنگ باشي ، فقط يك ماهي كوچك باش ولي بازيگوش ترين ماهي درياچه در اين دنيا براي همه كاري هست كارهاي بزرگ كارهاي كمي كوچك
..................................

يه روز عشق و ديونگي و محبت و فضولي داشتن قايم موشک بازي مي کردن . تا نوبت به ديونگي رسيد "" ديونگي همه رو پيدا کرد اما هر چه گشت اثري از عشق نبود !!! فضول متوجه شد که عشق پشت بوته گل سرخ قايم شده و ديونگي رو خبر کرد و ديونگي يه خار بزرگ برداشت و در بوته گل سرخ فرو کرد !! صداي فرياد عشق بلند شد !! وقتي همه به سراغش رفتند ديدند چشمانش کور شده است !!!!! ديونگي که خودشو مقصر مي دونست تصميم گرفت هميشه عشق را همراهي کند . از اون روز به بعد وقتي که هر کي عاشقه ديونه هم هست


........................................

تو نگاهم كردي وخنديدي: تبسمي كه هزاران حرف را به من مي رساند توخنديدي: از خنده ات دريافتم که از ديدارم راضي هستي توخنديدي: تبسم زيبايت را دليل بر پايان تنهاييم دانستم و توخنديدي: و من پنداشتم که ديگر غمهايم پايان يافته است


....................................

حكايت جالبيست كه فراموش شدگان فراموش كنندگان را هرگز فراموش نمي كنن


.................................

من توي دنيا 3تا دوست دارم... خورشيد، ماه و تو. اولي رو براي روزم ميخوام / دومي رو واسه‌ي شبم ميخوام / ولي تو رو براي تک تک لحظه‌هاي زندگيم ميخوام


.....................................

دوست پسره : عزيزم اگه يه بوسم بکني قول ميدم تا آخرش باهات باشم . دوست دختره : ممنون از هشدارت


....................................
به پشه ميگن چرا زمستونا پيدات نيست ميگه تابستون خيلي رفتارتون خوبه كه زمستونام بيام


......................................

گر بدين سان زيست بايد پست من چه بي شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوايي نياويزم بر بلند کاج خشک کوچه بن بست گر بدين سان زيست بايد پاک من چه ناپاکم اگر ننشانم از ايمان خودچون کوه يادگاري جاودانه بر تراز بي بقاي خاک .

.....................................

يك سنگ كافيست براي شكستن يك شيشه، يك جمله كافيست براي شكستن يك قلب، يك ثانيه كافيست براي عاشق شدن، يك دوست مثل تو كافيست براي تمام زندگي


..................................

چگونه جوات را بشناسيم؟ ?) تفريح رفتن با وانت رو خيلي مي پسندن ?) شلوار پارچه اي رو با کتوني مپوشن(شايع ترين عمل جوات ها) ?) پشت مو حتما مي ذارن(مخصوص پسران جوات) ?) عاشق رنگ قرمز پر رنگ هستن(مخصوص دختران جوات) ?) تو کافي شاپ آب دوغ خيار سفا رش ميدن ?) خوانندگان مورد علاقه شان جواد يساري . عباس قادري و... ?) با موبايل روشن ميرن تو کتاب خونه ?) لباس كاموايي رو ميذارن تو شلوار

..........................................
An ajno ajni aib ajni aib ajni aib alah an ajno ajni aib ajni aib ajni aib alah An ajno ajni aib ajni aib ajni aib alah an ajno ajni aib ajni aib ajni aib alah An ajno ajni aib ajni aib ajni aib alah an ajno ajni aib ajni aib ajni aib alah (zoor nazan az akharesh bekhon

+ نوشته شده در  85/12/01ساعت 11:43  توسط رضا  | 

جک های طلایی

 

از غضنفر مي پرسن؟ چه طور شد که ترک شدي؟ مي گه: والا اون اولاش با يه بربري شروع شد..

...............................


ترکه کليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره کليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميکنن!


................................

?-ترکه ميره واسه تلفن همراه ثبت نام ميکنه، بهش ميگن: تا سه ماه ديگه بهت تحويل ميديم. ترکه هم رو کمربندش مينويسه: به زودي در اين مکان يک عدد موبايل افتتاح خواهد شد!


 

+ نوشته شده در  85/12/01ساعت 11:41  توسط رضا  | 

بازم عاشقانه

زیبایی عشق به سکوت است نه به فریاد / زیبایی عشق به تحمل است نه به خرد شدن و فروختن / عشق خیالی است که اگر به واقعیت بپیوندد تمام شیرینی اش را از دست می دهد .

..................................

اگر لبانم را به دار نمی اویختند از بوسه پلی می ساختم .

..................................................

توی زندون قلبت اینقدر شلوغ می کنم و زندانی ها رو اذیت می کنم تا مجبور بشی منو بندازی توی انفرادی قلبت.

..................................................................................
خواستم برای از دست دادنت اشک بریزم دیدم تمام اشکهایم را برای به دست اوردنت ریخته ام .

......................................................................................

روزهای بودنش همه با او بیگانه بودند نه شاخه گلی برایش می اوردند نه برایش می خندیدند و نه برایش می گریستند . وقتی رفت همه اومدند برایش دسته گل اوردند سیاه پوشیدند و برای رفتنش گریستند شاید تنها جرمش نفس کشیدن بود .

+ نوشته شده در  85/12/01ساعت 11:40  توسط رضا  |